در بهشت

آخرین ارسالی های انجمن

  • نویسنده :
  • بازدید : 31 مشاهده

درمان برخی از بیماری ها از علم امام صادق (ع)

 

 سردرد:

 

داود رقى

مى گويد: در محضر امام صادق (ع) شرفياب بودم . مردى از اهالى خراسان كه عازم مكه بود از در وارد شد، سلام كرد و مساءله اى از مسايل دين را از امام پرسيد. حضرت مساءله را برايش تجزيه و تحليل فرمود.

مرد خراسانى گفت : يابن رسول الله ! از خراسان تا اين جا به سردردى دچارم كه مرا ناراحت نموده چاره ام چيست ؟ حضرت فرمود:

 

- به حمام برو، پيش از انجام هر كارى هفت كف دست آب گرم بر سرت بريز و نام خدا را هر بار بر زبان آور، اين سردرد برطرف خواهد شد و ديگر به چنين بيمارى دچار نخواهى شد.

مرد خراسانى بى درنگ به حمام رفت و به دستور امام عمل كرد و شفا يافت . (اعتقاد راسخ به فرموده ى امام بر اساس اصل روانكاوى تلقين اثر درمانى را فزون تر مى سازد)

 

زكام:

 

مردى از ياران امام صادق (ع) مبتلا به زكام گرديد. حضرت به او فرمود:

 

- زكام يكى از پديده هاى طبيعى آفرينش خداوند و لشكرى از سپاه خداست كه به سوى تو آمده تا تو را از عارضه ى ديگرى نجات بخشد. اگر مى خواهى زكام برطرف شود به وزن يك گرم از ((سياه دانه )) و نيم گرم از ((كُندس (9))) بردار و اين دو دانه را بكوب تا آرد شود و بعد آن را همراه نفس به بينى بالا بكش زكام تو برطرف خواهد شد. امّا اگر مى توانى عارضه ى زكام را به حال خود بگذار زيرا در زكام منفعت هاى فراوانى است .

 

 ضعف چشم:

 

مردى از اصحاب امام در حضور وى از ضعف بينايى خود سخن به ميان آورد. امام فرمود: از ((مُرِّ)) مكى يا ((مرّ)) حجازى و ((صبرزرد)) و ((كافور)) به نسبت مساوى سرمه تهيه كن و آن را به چشم بكش ، بينايى تو قوى خواهد شد.

 

 لكه ى چشم:

 

مردى حضور امام صادق (ع) شرفياب شد كه بر سياهى چشم وى لكه اى سپيد افتاده بود و او را ناراحت مى داشت . امام فرمود:

از فلفل سفيد و دارفلفل به وزن يك مثقال . از نوشادر صاف و پاك به وزن 2 گرم با هم بكوب تا همچون سرمه نرم شود و سپس اين كوبيده را از پارچه ى تنظيف رد كن و به چشم بكش . به اين گونه كه به هر چشم سه ميل كشيده شود. ساعتى صبر كن . اين عمل لكه ى سپيد را از سياهى چشمت برخواهد داشت و دردش را به فرمان خدا تسكين خواهد داد. بعد چشمانت را با آب سرد بشوى و سپس با ((اثمه (10))) (سنگ سرمه ) بكش .

 

درد شكم:

 

مردى گفت : يابن رسول الله دختر من از درد شكم سخت ناتوان و رنجور شده است .

حضرت فرمود: چرا به وى برنج و دنبه ى گوسفند نمى دهى .

و بعد دستورش را نيز به او داد كه چگونه دنبه و برنج را با هم بپزد.

آن مرد با همين غذا دخترش را درمان كرد.

 

 اسهال:

 

عبدالرحمن بن كثير مى گويد: در مدينه بيمار شدم ، بيمارى من اسهال بود. ابوعبدالله صلوات الله عليه به من دستور داد كه آرد گاوَرس (ارزن ) را با آب كمون (11) بياميزيم و از آن تناول كنم . چنين كردم و اسهال من آرام گرفت .

 

 صداى شكم:

 

يكى از ياران امام به نام ذريح از نفخ شكم شكايت داشت . حضرت فرمود:

- آيا شكم تو درد هم مى كند؟ جواب داد: آرى . فرمود: چرا از سياه دانه و عسل استفاده نمى كنى ؟ ذريح بى درنگ عمل كرد و شفا يافت .

 

ورم دردناك:

 

جابر بن حسان صوفى عرضه داشت كه بادى در بدن من افتاده و از فرق تا پايم را گرفته است ، در حق من دعا كن تا از اين رنج ها رها شوم .

امام در حق او دعا كرد و برايش نوشت :

- از جيوه و عنبر شياف درست كن . با استعمالش شفا خواهى يافت .

 

 ضعف بدن:

 

مردى از ضعف بدن شكايت داشت . امام به او فرمود: شير بياشام . گفته شد: يابن رسول الله شير نوشيده ام . مرا زيان رسانده است .

امام فرمود: شير مايعى زيان آور نيست . تو چيز ديگر با شير خورده اى و آن چه زيان آور بوده آن چيز ديگر است و تو گمان كرده اى كه شير آزارت داده است .

 

 تب نوبه:

 

ابراهيم جعفى به حضور امام شرفياب شده بود. به شدت رنگ پريده و عليل بود. حضرت فرمود: چه دردى دارى كه اين چنين بى رنگ و رويى ؟

عرض كرد: تب نوبه دارم . يك روز تب مى كنم و دو روز تب دار نيستم . امّا روز سوم باز تب مى كنم . اين تب به فاصله هر دو روز به سراغم مى آيد.

امام فرمود: پس چرا از اين دواى مبارك و معطر استفاده نمى كنى . شكر سرخ را بكوب و در آب بريز. صبح ناشتا به جاى آب از اين شربت بنوش . ابراهيم جعفى مى گويد: چنين كردم و ديگر تب نوبه بر من عارض نشد.

 

 

 

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]