در بهشت

آخرین ارسالی های انجمن

  • نویسنده :
  • بازدید : 56 مشاهده

مادر حضرت عباس (ع) کیست و ماجرای دنیا آمدن حضرت چگونه بود

حضرت علی (ع) امیرالمونین از برادرش عقیل درخواست کرد که زنی از خانواده شجاع که رشید و قد بلند باشد و صدایی رسا داشته باشد برای او بیاید. عقیل شناخت زیادی از اعراب داشت  و مشورت  با او برای حضرت امیر (ع) عقیل سوال کرد یا علی  این  گونه زن نسبت به زنان دیگر چه مزیتی دارد؟ حضرت فرمود : میخواهم از او فرزند شجاع و رشیدی داشته باشم زیرا پیامبر اکرم(ص) فرمود( حسین منی و اَنا منی حسین) و سفارش فرمود که حسین از من است و من از حسین ،یاری کننده حسین مرا یاری نموده و یاری کننده من خدا و اسلام را یاری نموده است ، حضرت امیرالمونین برای یاری کردن حسین(ع) در کربلا  قصد ازدواج با چنین زنی داشت تا فرزندی شجاع از ایشان داشته باشد

خداوند از ام البنین چهار پسر و دو دختر عطا فرمود که چهار پسر ایشن به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان در کربلا حسین(ع) را یاری کردند و همه در کربلا به درجه رفیع شهادت در کنار مولایشان ، نایل شدند. دو دختر ایشان اُم حانی (فاخته و جمانه ) بود

حضرت عباس با لبابه دختر عبیدالله بن عباس پسر عموی پدرش ازدواج کرد و دارای دو فرزندبه نان عبیدالله و فضل بود.

بنا به قولی حضرت عباس(ع) چهار پسر داشت که دو پسر دیگر به نامهای محمد و قاسم بودند که در کربلا شهید شدند و حضرت عباس (ع) بسیار رشید و بلند قامت بودند و در پنج سالگی 7 ساله به نظر می رسیدند و در ده سالگی 15 ساله و در بین همسن و سالان خود یک سر و گردن بلند تر بود و در نوجوانی وقتی سر بر اسب می شد پاهایش بر زمین می رسید و در بازی شمشیر با جوانان بسیار چابک بود و در زور آزمایی یک پهلوان واقعی بود. او فنون جنگی را از پدر آموخته بود شیخ  ذبیح الله محلاتی در فرسان الهیجاء نقل کرده : وقتی عباس با جوانان بنی هاشم در کوچه های مدینه  گذر میکرد مردم برای تماشای او می ایستادند ااورا ابوالفضائل هم گفته اند ،یعنی پدر فضیلتها

روزی که حضرت عباس (ع) به دنیا آمد ، ام البنبن مادرش بسیار خوشحال شده اما اما وقتی قنداقه نوزاد را در آغوش حضرت علی (ع) گذاشتند ایشان دستهای کوچک عباس را از قنداق بیرون آورد و با دیدنش اشک ریخت و قطرات اشک پدر بر بازوهای پسر ریخت مادر حضرت عباس با نگرانی سوال کرد: آیا دست فرزندم عیبی دارد؟ حضرت فرمود هیچ عیبی ندارد بلکه این دستها بهترین دستها است. ام البنین سوال کرد: پس چرا از دیدن آنها گریان شدی؟ فرمود زیرا می دانم این دستها در جهاد یاری دین خدا از تن عباسم جدا میشود . ام البنین گریان شد و حضرت فرمود خداوند در عرض دو دست به او دو بال مرحمت میکند و در بهشت با ملائکه پرواز  خواهد کرد.

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]