درحال بارگذاری ....
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
ارسال پاسخ جدید
maryam
آفلاین

ارسال‌ها :30
عضويت: 25 /10 /1399
تشکرها :8
تشکر شده :16
زندگی نامه و وصیت نامه شهید چمران

سلام همراهان گرامی زندگی نامه و وصیت نامه شهید دکنر چمران رو مطالع کنید ان شاءالله همگی راه این شهیدان بزرگ رو ادامه بدیم

تولد:

مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ خورشیدی در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک به دنیا آمد. او فرزند حسن چمران ساوجی بود که از روستای چمران ساوه به تهران مهاجرت کرد.

وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. به سال ۱۳۳۲با رتبه ۱۵ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهرانپذیرفته شد. سپس با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه تگزاس امریکا رفت و در این رشته تا مقطع دکتری ادامه تحصیل داد.

او در تمام دوران تحصیل شاگرد اول بود و از استاد خود مهدی بازرگان نمره بیست و دو(۲۲) را در درس ترمودینامیک دریافت کرد.چمران در ریاضیات و هندسه، آنقدر توانا بود که حریفی نداشت. در درس‌های آن روز رایانه آنالوگ، جزو مهم ترین و سخت ترین درس ها بود که چمران از آن هم نمره ۲۰گرفت.

فعالیت های اجتماعی وسیاسی:


از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی در مسجد هدایت و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود .

در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت داشت.

پس از قیام 15خرداد سال 1342 به خاطر حمایت از رهبری امام خمینی (ره) راهی کشور مصر شد در این کشور مدت دوسال آموزش سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های پارتیزنی را دید و بعد برای ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی رهسپار لبنان شد .

در آمریکا:


چمران با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دوره ‌های کارشناسی ارشد (electronic) در دانشگاه تگزاس A&M و دکتری «رشته فیزیک پلاسما و الکترونیک» دردانشگاه برکلی تحصیل نمود.

چمران از شاگردان آیت الله طالقانی در ایران و از اعضاء بنیانگذار نهضت آزادی خارج از کشور بود. در آمریکا با همکاری ابراهیم یزدی برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه‌ریزی کرد و از مؤسسین انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا بود. به دلیل این فعالیت‌ها بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع شد و از آن پس تا پایان دوره دکتری در دانشگاه برکلی به عنوان پژوهش یار (RA) مشغول به کار شد.

در مصر:

چمران پس از اتمام تحصیلات و پس از تظاهرات پانزده خرداد توسط خسرو قشقایی به همراه ابراهیم یزدی، رهسپار مصر شد و به تاسیس اولین پایگاه آموزش جنگ‌های مسلحانه پرداخت.او به مدت دو سال، در زمان جمال عبدالناصر، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را آموخت و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شد.

در مصر با مشاهده جریان ناسیونالیسم عربی به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و جمال ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی‌توان به‌راحتی با آن مقابله کرد و به دنبال آن به چمران و یارانش اجازه داد که در آن کشور نظرات خود را بیان کنند.

درلبنان:

او به کمک امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، سازمان امل ، را براساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی کرد و با این حرکت، پرچم تشیّع رادر برابر صهیونیسم اشغالگر به اهتزاز در آورد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:


دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 21 سال هجرت به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد .

فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می کند و سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد و قاطعانه فعالیت می کند تا اینکه با به وجود آمدن قضیه شهر پاوه به فرمان امام خمینی به عنوان فرمانده به آنجا رفت و شهر را از چنگال دشمنان انقلاب و اسلام رهانید و بعد از بازگشت به تهران، از طرف رهبر عالی قدر انقلاب به وزارت دفاع منصوب شد. در این پست برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی به یک سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد که پاک سازی ارتش و پیاده کردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .

مجلس : دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی ، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد سپس او به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورایعالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

درخوزستان با گروهی از رزمندگان داوطلب ((ستاد جنگ های نامنظم)) را در اهواز تشکیل داد . این گروه با ایجاد واحد مهندسی فعال و ساختن جاده های نظامی و نصب پمپهای آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال آب به طرف تانکهای دشمن، دشمن را مجبور به عقب نشینی کرد و فکر تسخیر اهواز برای همیشه از سر دشمن بیرون رفت .

پس از آن صدام به فکر تسخیر سوسنگرد افتاد و با حمله به آن شهر رزمندگان بسیاری را محاصره کرد، دکترچمران که از محاصره این عزیزان سخت برآشفته بود با همکاری آیت الله خامنه ای ارتشی آماده کرد و دست به حمله خطر ناکی زد ، در این حمله او از دو قسمت پای چپ زخمی شد. با رسیدن خبر زخمی شدن این سردار پر افتخار اسلام به رزمندگان دیگر، آنها بی محابا به پیش تاختند و این شهر را از چنگال دشمن نجات دادند.

آخرین جلسه شورایعالی:


در سی ام خرداد سال 60 در جلسه شورایعالی در اهواز از عدم تحرک نیروها انتقاد می کند و پیشنهاد نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه می دهد.

به سوی قربانگاه:


در سحر گاه سی ویکم خرداد ماه سال 60 پس از به شهادت رسیدن ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه در حین انتخاب جایگزین به جای ایرج رستمی وحین سرکشی به سنگرها مورد اصابت گلوله دشمن قرار می گیرد وروح ملکوتی او به خدا می پیوندد.

وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر:

خوشحالم که از عالم ومافیها بریده ام همه چیز را ترک گفته ام علایق را زیر پا گذاشتم قید و بند ها را پاره کردم ،دنیا ومافیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم .

بخشی از نیایش شهید چمران قبل از شهادت :

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.



وصیت نامه شهید مصطفی چمران


بسمه تعالی اینها را به نیت آن ننوشته ام که کسی بخواند و بر من رحمت آورد بلکه نوشته ام که قلب آتشینم را تسکین دهم و آتشفشان درونم را آرام کنم.هنگامی که شدت درد و رنج طاقت فرسا می شد و آتشی سوزان از درونم زبانه می کشید و دیگر نمی توانستم آتشفشان وجود را کنترل کنم، آنگاه قلم به دست می گرفتم و شراره های شکنجه و درد را ذره ذره از وجودم می کندم و بر کاغذ سرازیر می کردم ... و آرام آرام به سکون و آرامش می رسیدم. آنچه در دل داشتم بر روی کاغذ می نوشتم و در مقابلم می گذاشتم و در اوج تنهایی خود با قلب خود راز و نیاز می کردم آنچه را داشتم به کاغذ می دادم و انعکاس وجود خود را از صفحه مقابلم دریافت می کردم و از تنهایی به در می آمدم... اینها را ننوشته ام که بر کسی منت بگذارم، بلکه کاغذ نوشته ها بر من منت گذاشته اند و درد و شکنجه درونم را تقبل کرده اند...اینجا قلب می سوزد اشک می جوشد وجود خاکستر می شود و احساس سخن می گوید.اینجا کسی چیزی نمی خواهد انتظاری ندارد ادعایی نمی کند ... فریاد ضجه ای است که از سینه ای پردرد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کمرنگ از آن فریادها بر این صفحات نقش بسته است. چه زیباست راز و نیازهای درویشی دلسوخته و ناامید در نیمه شب، فریاد خروشان یک انقلابی از جان گذشته در دهان اژدهای مرگ، اعتراض خشونت بار مظلومی زیر شمشیر ستمگر، اشک سرد یاس و شکست بر رخساره زرد دلشکسته ای در میان برادران به خاک و خون غلتیده، فریاد پرشکوه حق، از حلقوم از جان گذشته ای علیه ستمگران روزگار.چه خوش است دست از جان شستن و دنیا را سه طلاقه کردن، از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن، بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن، پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن، به همه طاغوتها نه گفتن، با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن. جایی که دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا کند، دیگر از کسی واهمه نمی کند تا حق را کتمان نماید...آنجا، حق و عدل، همچون خورشید می تابد و همه قدرتها و حتی قداستها فرو می ریزند و هیچکس جز خدا - فقط خدا- سلطنت نخواهد داشت.من آن آزادی را دوست دارم و از اینکه در دوره های سخت حیات آن را تجربه کرده ام خوشحالم و به آن اخلاص و سبکی و ایثار و لذت روحی و معراج که در آن تجربه ها به آدمی دست می دهد حسرت می خورم.خوش دارم که کوله بار هستی خود را که از غم ودرد انباشته است بر دوش بگیرم و عصا زنان به سوی صحرای عدم رهسپار شوم
یکشنبه 26 بهمن 1399 - 16:31





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.