درحال بارگذاری ....
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
ارسال پاسخ جدید
maryam
آفلاین

ارسال‌ها :30
عضويت: 25 /10 /1399
تشکرها :8
تشکر شده :16
مقام و ارزش والای ایرانیان از دیدگاه پیامبر

سلام دوستان گرامی مطالبی که براتون گذاشتم سخنان پیامبر درباره ایرانیان است حتما مطالعه کنید و به ایرانی بودنتون افتخااار کنید

علاوه بر سخنانی که از پیامبر(ص) در تفسیر ایات قرآن دربارة ایرانیان روایت شده است، سخنان دیگری نیز از ایشان روایت شده است که به طور خاص، در مورد ایرانیان و مقام و ارزش والای آنهاست که بعضی از این سخنان عبارت اند از:

- «بشارت باد بر شما ای فرزندان فَرُّوخ!اگر ایمان به ستارة ثریا بسته باشد، عربْ به آن نمی رسد؛ ولی عجم، آن را در اختیار خود خواهد گرفت».

- و در تعبیری دیگر در روایت ابوهریره آمده است که پیامبر(ص) فرمود: « ای عجم ها! نزدیک (قرآن و اسلام) گردید که عرب ها از آن، روی گردانده اند، و همانا اگر ایمان به عرش الهی بسته باشد، در میان شما کسانی هستند که آن را به دست آورند»

- پیامبر(ص) فرمود: «خداوند، در میان بندگانش، دارای دو برگزیده است:

1. برگزیده او در میان عرب، در قریش است؛

2. نیکی او در میان عجم (غیر عرب) در جمعیت ایرانی است».

منظور از این سخن، این نیست که نژاد، موجب برتری است؛ بلکه منظور، خبر دادن از نبوغ و استعداد و زمینه هایی است که در نژاد قریش و ایرانیان وجود دارد.

- در فارسنامة ابن البلخی آمده است: « پیغمبر را پرسیدند که چرا همة قرون، چون عاد و ثمود و مانند ایشان هلاک شدند و ملک پارسیان به درازا کشید، با آنکه آتش پرست بودند». پیغمبر فرمود: «از بهر آنکه آبادانی کردند در جهان و داد گستردند میان بندگان خدای – عزّوجل- ».

- نیز نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود: « نام ایرانیان را به زشتی یاد نکنید؛ زیرا آنها از یاران ما هستند و از ما حمایت می کنند».

- همچنین نقل شده است که پیامبر(ص) گاهی به فارسی نیز سخن می گفت و حتی در برهان قاطع در شرح کلمه «دَری» آمده است که: « بعضی گویند دَری، زبان اهل بهشت است که رسول(ص) فرموده اند: زبان اهل بهشت، عربی یا دری است».

این شیوه رفتار پیامبر نیز نشانة اشتیاق او به جلب عواطف فارسی زبانان است، در حالی که بعضی بر اثر تعصّب عربیت، سخن گفتن به فارسی را دور از وقار می دانستند.

از جمله روایاتی که در مورد فارسی صحبت کردن پیامبر(ص) در دست است، این روایت است که:

وقتی سلمان بر پیامبر، وارد شد. پیامبر فرمود: «درسته و ساوته» یعنی «اهلاًو مَرحباً» و صحیح این دو کلمه: «درستید و شادید» است؛ یعنی «سالم و خوش باشی»

سلمان، سمبل ایرانیان مسلمان
«سلمان»، نخستین مرد ایرانی است که به اسلام گرویده، و در همان آغاز در مدینه، به محضر پیامبر(ص) رسیده است. او بر اثر پیمودن راه تقوا و کمالات، به مرحله ای رسید که پیامبر(ص) و امامان(ع) با تعبیرات بسیار بلند، از او تجلیل کردند و این تجلیل از سلمان پاک و لایق که به صورت سمبلی از ایرانیان معرفی شده بود، نقش به سزایی در گرایش ایرانیان به اسلام داشت.17در ادامه، نگاهی مختصر به زندگی سلمان و سخنان رسول خدا(ص) درباره او خواهیم داشت.

نام اصلی او «روزبه» یا «ماهُویه» یا «بهبود»یا «بهروز»و یا «مابه» بوده است که پیامبر(ص)، پس از اسلام آوردن او، نامش را تغییر داد و نام زیبای «سلمان» را برای او برگزید. سلمان، گاهی خود به این موضوع افتخار می کرد و می گفت: «من برده بودم و رسول خدا(ص) مرا آزاد کرد و نام مرا سلمان نهاد».

او از مَوالی (آزاد شدگان پیامبر) به شمار می آمد که پیامبر(ص) او را از صاحبش - که یک نفر یهودی بود - در برابر کاشتن سیصد نخل خرما و چهل وقیه طلا (هر وقیه، معادل چهل درهم)، خریداری و آزاد نمود.

- پیامبر(ص) دربارة سلمان می فرمود: «من پیشگام همة فرزندان آدم هستم و سلمان، پیشگام پارسیان است».

- در جایی دیگر فرمودند: « خداوند، به من فرمان داد که چهار نفر را دوست بدارم، و به من خبر داد که او نیز آنها را دوست دارد، و آنها عبارت اند از: علی، سلمان، ابوذر و مقداد».

- همچنین فرمود: « سلمان، از من است. اگر کسی به او جفا کند، به من جفا کرده است، و کسی که به او آزار برساند، به من آزار رسانده است».

در ماجرای معروف جنگ خندق که در سال پنجم هجرت رخ داد، طبق پیشنهاد سلمان، قرار شد در برابر دشمن، خندق(کانال بزرگی به عنوان محافظ شهر) حفر کنند. رسول خدا(ص)، حفر آن را بین مسلمانان تقسیم کرد و برای هر ده نفر، کندن چهل ذراع (حدود بیست متر) را تعیین نمود دز آن جا که سلمان، فردی نیرومند و کارآمد بود، مهاجران گفتند: سلمان از ماست. (یعنی نام او را در لیست مهاجران قرار دهید) و انصار گفتند: سلمان از ماست. رسول خدا(ص) فرمود: «سلمان، از ما اهل بیت است».

این جملة «سلمان، از ما اهل بیت است»، تنها در جنگ خندق گفته نشده است، بلکه از زبان پیامبر(ص) و امام علی(ع) و بعضی امامان دیگر نیز در موارد مختلف، آمده است.

عارف بزرگ قرن هفتم، مُحیی الدّین ابن عربی، در شرح این جمله می گوید: « اضافه کردن و پیوند زدن سلمان به اهل بیت(ع) در این عبارت، بیانگر گواهی رسول خدا(ص) به مقام عالی طهارت سلمان است»

- جابر بن عبد الله انصاری می گوید: از رسول خدا(ص) دربارة مقام سلمان پرسیدم. فرمود: «سلمان، دارای علم گذشته و اینده است. خداوند، دشمن او را دشمن می دارد، و دوستش را دوست می دارد».

- و عایشه می گوید: «سلمان، جلسات خصوصی شبانه با رسول خدا(ص) داشت که اکثر اوقاتِ آن حضرت را پر می کرد»

نقل است که سلمان از همان آغاز آشنایی با اسلام و دلبستگی به ایات قرآن، در این اندیشه بود که قرآن را به زبان پارسی برای مردم خود ترجمه کند؛ امّا متأسفانه امروز، ترجمه ای از قرآن به روایت سلمان در دسترس نیست و بسیاری بر این باورند که ترجمه تفسیر طبری، نخستین اقدام برای ترجمه قرآن به زبان فارسی است؛ امّا برخی منابع مهمّ تاریخی، سلمان را نخستین کسی می دانند که با اجازه پیامبر(ص) به ترجمه فارسی ایات قرآن پرداخت.

در مورد منزلت سلمان در نزد پیامبر(ص)، همین بس که آن حضرت، سفارش نامه ای دربارة بستگان سلمان نوشتند که قبلاً درباره هیچ یک از اصحاب، چنین سفارش نامه ای صادر نشده بود. خلاصه ای از متن آن سفارش نامه چنین است:

« این، عهد نامه ای از محمد بن عبد الله(ص) است که بنا به درخواست سلمان، در مورد توصیه به برادرش مهاد بن فرّخ بن مهیار، و خاندان او نسل اندر نسل، نگاشته می شود ... . این نامه، به نفع خاندان سلمان نوشته شد. جان و مال آنها، در هر نقطه ای که باشند، در پناه خدا و رسولش محفوظ است. کسی نباید به آنها ستم کند یا سخت بگیرد. هر کس از مؤمنان که نامة مرا می خواند، باید از آنها حمایت کند و به آنها احترام بگذارد، و هیچ گونه آزاری بر آنها روا ندارد. تراشیدن جلو سر، و جزیه و خمس و عُشر (یک دهم) اموال، و هر گونه مالیات را از آنها برداشتم ... . هر سال از بیت المال، صد لباس در ماه رجب، و صد لباس در ماه ذی حجه به آنها بدهید. سلمان از این رو از جانب ما شایستة این اکرام و احترام گردیده که بر بیشتر مؤمنان، برتری یافته است و از طریق وحی برای من ثابت شده که: اشتیاق بهشت به (سلمان)، بیش از اشتیاق او به بهشت است. سلمان، مورد اعتماد من و خیرخواه پیامبر خدا و مؤمنان است. سلمان از خاندان ماست ...».

این سفارش نامه را علی بن ابی طالب(ع) به فرمان رسول خدا(ص) نوشت و سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار، بلال و جماعتی بر آن، گواه شدند.
چهارشنبه 13 اسفند 1399 - 23:32





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.